نگو کسی به فکرت نیست
و نامت را دنیا از یاد برده است
شاید دنیا
تویی و من
و مهم نیست نام ما در روزنامه عالم
با حروف درشت چاپ شود
همین که جانانه بر لبی جاری شود
تا ابدیت خواهد رفت
نگو جایی نداری بروی
این سه متر و نیم حیاط خانه ات هم
درست ندیده ای
پرند ای که پر میکشد از آشیان
نه آدرسی دارد ، نه شماره پروازی ،نه قرار ملاقاتی
نه هیچ شاخه درختی و
نرده هیچ بالکنی نیز
به نامش ثبت نکرده اند
بی نام و نشان تر از پرنده که نیستی
این هوای ملس هم
خوشبختانه ارث پدری هیچ دیوثی نیست
در انتظار چه نشسته ای عزیزم
زمان علف خرس نیست
هر ثانیه حرام شده اش را باید حساب پس بدهی
حواست نباشد
همین ساعت لکنته دیواری
به نیش عقربه های تیزش
تو را و
اشتیاق مرا
به اجزای موریانه پسند تجزیه میکند
و چشمهایت را میبرد
مانند دو تمبر باطل شده قدیمی
در آلبومی کپک زده بچسباند
+ نوشته شده در شنبه 11 اسفند1386 ساعت 20:17  توسط بانو ی ترافیک
|
