تام فقير بود . بد بخت و بيچاره. دنبال كار مي گشت.
از اين مغازه به شركت و خلاصه خيلي مي گشت تا بتونه كاري پيدا كنه كه حداقل از گرسنگي نميره.
خلاصه روزنامه ميگيره و توي صفحه ي نيازمندي ها ميبينه كه شركت ماكروسافت آبدارچي ميخواد .
به سرعت خودشو ميرسونه به اونجا. ميره داخل اتاق و ميگه من براي آگهي كه توي روزنامه داده
بوديد مزاحمتون شدم. مرد به تام نگاه ميكنه و ازش اطلاعات شخصي شو ميپرسه .
و اون جواب ميده.
اسم:....
فاميل:....
سن:....
و..... .
كه ميرسه يه پست الكترونيك.
ازش ميپرسه ايميلتونو بفرماييد !!!!
تام فقير ميگه چي؟
ندارم آقا!
و مرد ازش عذر خواهي ميكنه و ميگه نميتونيم شما رو استخدام كنيم.
سال ها گذشت و تام فقير با كارو تلاش زياد يك تاجر يزرگ شد .
اونقدر پول دار شد كه كسي فكرشو هم نميتونست بكنه.
يه روز رفت بانك تا يه صندوق امانات بگيره كه اشياء قيمتيشو براش نگهداري كنن.
وارد بانك ميشه.
سلام
سلام ( خانومه مسئول باجه بهش احترام ميذاره و اونو به دفتر مدير بانك راهنمايي ميكنه)
تام ميره تو و تقاضاي خودشو به مدير بانك ميگه.
مدير بانك ازش يك سري اطلاعات ميپرسه تا ميرسه يه ايميل!!!
تام ميگه من ايميل ندارم!
مدير بانك با تعجب ميپرسه نداريد؟
ميگه نه.
مدير بانك ميگه اگه داشتيد ميدوني چي ميشد؟
تام ميگه بله! ميشدم آبدار چيه ماكروسافت!!!!!!
از اين مغازه به شركت و خلاصه خيلي مي گشت تا بتونه كاري پيدا كنه كه حداقل از گرسنگي نميره.
خلاصه روزنامه ميگيره و توي صفحه ي نيازمندي ها ميبينه كه شركت ماكروسافت آبدارچي ميخواد .
به سرعت خودشو ميرسونه به اونجا. ميره داخل اتاق و ميگه من براي آگهي كه توي روزنامه داده
بوديد مزاحمتون شدم. مرد به تام نگاه ميكنه و ازش اطلاعات شخصي شو ميپرسه .
و اون جواب ميده.
اسم:....
فاميل:....
سن:....
و..... .
كه ميرسه يه پست الكترونيك.
ازش ميپرسه ايميلتونو بفرماييد !!!!
تام فقير ميگه چي؟
ندارم آقا!
و مرد ازش عذر خواهي ميكنه و ميگه نميتونيم شما رو استخدام كنيم.
سال ها گذشت و تام فقير با كارو تلاش زياد يك تاجر يزرگ شد .
اونقدر پول دار شد كه كسي فكرشو هم نميتونست بكنه.
يه روز رفت بانك تا يه صندوق امانات بگيره كه اشياء قيمتيشو براش نگهداري كنن.
وارد بانك ميشه.
سلام
سلام ( خانومه مسئول باجه بهش احترام ميذاره و اونو به دفتر مدير بانك راهنمايي ميكنه)
تام ميره تو و تقاضاي خودشو به مدير بانك ميگه.
مدير بانك ازش يك سري اطلاعات ميپرسه تا ميرسه يه ايميل!!!
تام ميگه من ايميل ندارم!
مدير بانك با تعجب ميپرسه نداريد؟
ميگه نه.
مدير بانك ميگه اگه داشتيد ميدوني چي ميشد؟
تام ميگه بله! ميشدم آبدار چيه ماكروسافت!!!!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه 23 آبان1387 ساعت 20:42  توسط بانو ی ترافیک
