تبليغاتX
ترافیک

شخصیت انسان از نظر ساختار دارای سه بعد است. البته این رو من نمیگم نظریه ی فروید.

 

نهاد : نهاد ارضاء غرایز و تامین نیاز های حیاتی ما رو بر عهده دارد.

 

 ego خود یا : ایجاد تعادل بین فرا خود و نهاد یا همان واقعيت سنجی و درک حقیقی.

 

فرا خود یا Super Ego  : همان وجدان که ما مدام به واسطه ی همین بعد خودمون رو موظف میدونیم که

 

احساس گناه کنیم یا در دیگران این حس رو بوجود بیاریم.

 

چیزی که امروزه مهم است داشتن خود یا ایگو قوی است. که متضمن بهداشت روانی بالا ، اضطراب کم و

 

زندگی راحت است. افرادی که ایگو قوی دارند خود را مثبت ارزیابی می کنند.احساس گناه ندارند. ایگو افراد

 

 سالم در زمان نیاز و فشار بر اساس واقعیت عمل میکند البته با رعایت اصول اخلاقی زیرا ایگو قوی در

 

محیط اخلاقی رشد یافته این که میگویم بر اساس واقعیت عمل میکند این است که برای تصمیم گیری سود و

 

زیان مسئله را در کنار هم قرار میدهد و بعد تصمیم میگیرد در این نوع تصمیم گیری که رکن اصلی آن عقل

 

 است کمترین خطا و احساس گناه را برای فرد تصمیم گیرنده به همراه دارد.

سعی کنیم در کودکان احساس گناه بوجود نیاوریم زیرا با این عمل بذر اضطراب را در نهاد آنان می کاریم و

 همواره خود ضعیف  آنان را در تصمیم گیری  ها همراهی می کند.



پیشرفت هرگز در بهبود گذشته نیست

                                          گامی به سوی آینده است.



بهترین کسانی که ما با آنها مصاحبت میکنیم مردمان دانا و بردبارند.

همنشینی با احمقان شکنجه ی روح است.



چه قدر خوب می شد گاهی اوقات کور و گاهی اوقات کر میشدیم و آنگاه که میخواستیم زمان

 می ایستاد و ما گذشته را جبران میکردیم.



دعا یعنی:

نقد خویشتن

آن چیزی که هست و آن چیزی که باید باشد  .  هر چه قدر فاصله طولانی تر باشد

<<او >>متعالی تر است



آنچنان با مردم بیامیز که اگر مردی بر تو بگریند و اگر ماندی شوق دیدار تو را داشته باشند.

 علی (ع)