تبليغاتX
ترافیک - بدون شرح و حاشیه
عجب زود گذشت این ماه رمضون. مامانم همیشه وقتی غر غر میکردم که وای ماه رمضون شد خیلی سخته

 اخه تابستونه میگفت خدا اولین روز ماه رمضون یه گندم بهشتی میذاره توی دل بنده هاش که خیلی بهشون

سخت نگذره حالا که دیگه به آخرش رسیدیم میبینم که واقعا درست بود من که بهم خیلی سخت نگذشت .

خدا رو شکر

تی/نوشت۱: شنیدم که امام صادق وقتی از خدا خواست که عقوبت گناهانش رو در همین دنیا قرار بده سخت

 مریض شد. خدا گفت از من بخواه که گناهانت رو ببخشم نه که دچار عقوبت بشی.

 الهی فدات بشم که خدا که این همه مهربونی.

تی/نوشت۲: همیشه توی تجربه کاریم دیدم جایی که مدیر دوتا بشه یعنی یکی بشه مدیر داخلی

 و یکی دیگه مدیر کل همیشه دوگانگی پیش میاد این مشکل محیط کار قبلیم بود

که توی محیط کار جدیدم هم با این مشکل فعلا درگیرم. ایشالا بر طرف بشه.

تی/نوشت۳: چند روز پیش به فکر روزایی افتادم که با قاصد میرفتیم شهر کتاب نیاورون و برای

 پست هامون عنوان انتخاب میکردیم. به گذشته فکر کردن گاهی آزارم میده.



گاندی تعریفش از جنگ اینه:

دو نفر باهم میجنگن بدون اینکه همدیگرو بشناسن، برای دو نفری که همدیگر رو میشناسن اما با هم نمیجنگن.

تی/نوشت۱: اوضاع تهران تعریفی نداره. چیزهایی با چشم خودم دیدم که خیلی تاسف باره. به اسم دین این روزها هر کس هر کاری میخواد میکنه!!!

تی/نوشت۲: ترس از ارتفاع و عمق در کودکان ارثیه یا اکتسابی؟

جوابشو میگم این نظریه ی پیاژه س.

 



محکوم کردن احمق سخت ترین کار دنیاست.

                                                                چرچیل

تی/نوشت۱: من سبزم

 



 

 یه مدت میگفتن هر جا سخن از اعتماد است نام بانک ملیه ایران میدرخشد!!!!

شده قضیه ی منو ترافیکم. گوشه گوشه ی تهران میبینمش. شما هم بی شک میبینینش ،جز معنای واقعیش

یاد آور لحظه های خوش ترافیکی هم هست براتون.



ما دفتر زدیم. قابل توجه!!!!!



نگاهت را میدزدی مغرورانه. با ساعتت یا موبایلت ور میری . گامهایت را تندتر برمیداری.

هی فلانی کجا ؟ دلت را جا گذاشتی.



میگن ماح رمذونه!

خدا رو شکر همیشه خاترها ی خو بی داشتم از این ماه بخسوس بچه گیام. خدا منو ببخش!!!

شاید چهارم ابتدایی بودم . خیلی ضعیف و بی جون بودم (۲۴کیلو وزنم بود) دکترم اجازه داده بود روزه

بگیرم اما گفته بود به مامانم هر وقت خسته شد یا نمیتونست نگیره.

یکی از اون روزا که بنده روزه بودم همینوجوری داشتم واسه خودم میگشتم تو خونه،

 شیطون گولم زد و رفتم که یه جیزی بخورم.

از روی عقل ناغس بچه گی عین خنگا میرفتم قره غوروت میذاشتم گوشه لپم!!

بعدشم میومدم میشستم تو اتاغ . یهو دیدم علائم حیاتیم داره کم رنگ میشه ،

من نشستم اما همه دارن میچرخن. چشم وا کردیم دیدیم یه چیزیایی خروندن بهمون .

خدا نجاتم داد دیگه.

ولی خدایی هر چی ناز میکردیم مامان و بابا خریدار بودن. هر چی میخواستم ، هر چی میگفتم و...

خدا کنه محبتاشون از یادمون نره. 

در ضمن هر کس طونست از این پست قلت املایی دربیاره



فکر کنم اکثراً شکلات دوست دارید. اینجا بود که من از خودگذشتگی کردم و براتون این عکس رو گذاشتم

 چون خودم ازش متنفرم و همه میدونن که هر وقت شکلات خوردن نباید با من حرف بزنن مگر اینکه

آدامس خورده باشن.این قاعده در مورد بادوم زمینی نیز لازم الاجراست. 

فقط ظاهرش برام جذابه.



به این اگر ها فکر کنین تا برگردم. میرم مشهد برای همه دعا میکنم چون فقط همین از دستم بر میاد.

دوست دارم وقتی برگشتم همه رو شاد ببینم دوباره.

۱.اگر بخوای از بزرگترین پیروزیت توی زندگی یاد کنی اون چیه؟

۲.اگر اسم کسی رو بخوای بیاری که زمین تا آسمون از نگاه اولت تا حالا فرق کرده اون کیه؟

۳.اگر بخوای با ارزشترین کاری که دوستت برات انجام داده رو بگی چی میگی؟(از کارای من نگین)

تا یکشنبه ....



ظهر بود گرما مغز آدم رو سوراخ میکرد. وحشتناک بود . میگم این خدا جون ما به خاطر هر چی مارو نبرهبهشت به خاطر این حجاب باید ییره.Arabic Veil البته این مقوله شامل بانوان گرام میشود نه آقایون

خوشحال. تجریش بودم منتظر بودم تا ماشین چیذر بیاد من سوار شم برم. چنتا خانوم هم قبل من استاده بودند منم با یهبطری آب معدنی رفتم توی صف ، از اون جا که شامه قوی بنده همیشه کلافم میکنه

 بوی گلاب مونده و هزار جور مخلفات دیگه رو حس کردم. نه میتونستم جلوی دماغم رو بگیرم و نه هیچ

عکس العمل دیگه ای فقط گشتم دنبال منبع تا ببینم بو از کجاست که یه هو دیدم یه خانوم تپل با سرو وضع

نامرتب که  به ندرت دیده میشه . دندوناش مثل پازل از بالا به پایین به سختی روی هم جور میشد

 بهم نزدیک شد .وای خودش بود . ازم پرسید(با لهجه بخونید) ماشینای چیذر اینجان دختر؟

منم با لبخند تلخ سرمرو تکون دادم (یعنی بله)

 هی از گرما گفت و هی غر زد مگه از جلوی من میرفت داشتم خفه میشدم.

 دیدم هی نگاه میکنه به من ها . یهو برگشت گفت این آب و یا بخور یا بده به من. منو میگی یهو وا رفتم

گفتم بفرمایید!!!!

یهو فک رو باز کرد و خندید! صحنه ای بود واسه خودش. زودتر آب و دادم تا دیگه نخنده. آب رو گرفت و

رفت.  



میگن چرا روز زنHippie باید سکه و طلا خرید اما روز مردCapricorn لباس زیرو پیراهن و دمپایی!!!

                                                                     

حالا همچین همه هم طلا نمیخرن ها! مگه تازه داماد ها برای گول زدن خانومشون که بعدا اگه دعوا شد

اون سکه هرو جز مهریه حساب کنه.

اینم عکس بعد از مدتها وقفه در عکاسی!!

 

  



مطالب قدیمی‌تر