تبليغاتX
ترافیک
وقتی میخوابی روی زمین آسمونو میبینی بدون کم و کسر. دیگه نیازی نیست سر به هوا راه بری تا بالا

سرتو نگاه کنی. این عکس منم در همین حالت گرفته شده. خوابیدم روی زمین به پیشنهاد فرشته سمت

راستم عکس رو گرفتم. شاخه های درخت شدن قابی برای زیبایی های آسمون سرد و آبی پاییزی.

تی/نوشت: سرما خوردم . بازم به پیشنهاد فرشته ی سمت راستم.



قطاری که به مقصد خدا میرفت لختی در دنیا توقف کرد. و پیامبر رو به جهان گفت : مقصد ما خداست.

کیست که با ما سفر کند؟ کیست که رنج و عشق را توأمان خواهد؟ کیست که باور کند دنیا فقط

ایستگاهی ست برای گذشتن؟

قرنها گذشت و از بی شمار آدمیان جز اندکی بر آن سوار نشدند.

از جهان تا خدا هزار ایستگاه بود. در هر ایستگاه قطار می ایستاد و کسی کم میشد .

قطار سبک میشد زیرا سبکی قانون خدا بود.

قطار به ایستگاه بهشت رسید . پیامبر گفت اینجا بهشت است اما ایستگاه آخر نیست. مسافرانی که پیاده

شدند بهشتی شدند. قطار راه افتاد و بهشت جا ماند.آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد و گفت: درود بر شما؛

راز من همین بود. آنکه مرا میخواهد در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد.

و ان هنگام که قطار به ایستگاه آخر رسید, دیگر نه قطاری بود, نه پیامبری و نه مسافری.



جانا چه گویم شرح فراغت        چشمی و صد لعل جامی و صد آه

ما را به رندی افسانه کردند       پیران جاهل شیخان گمراه

مهر تو عکسی بر ما نیافکند     آینه رویان آه از دلت آه

آیین تقوا مانیز دانیم                اما چه چاره با بخت گمراه

این شعرو خیلی دوست دارم چه با صدای افتخاری  چه با صدای محسن نامجو.

 



انگار بلاگفا قاطی کرده و من نتونستم برای خیلی از دوستان که آپ کرده بودن نظر بذارم. 

 ولی اومدم و خوندم. این عکس رو گذاشتم تا به زیبایی های دست های خدا بیشتر واقف بشیم.

 نظم همیشه چاشنی کار خداست.

این زنبوره هم نیشم زد

 خدایا تو را شکر میکنم شکر.



یاد گرفتیم :

اگه دروغ بگیم ، اگه نماز نخونیم، اگه تهمت بزنیم، اگه موسیقی غنا گوش کنیم، اگه موهامون رو

 نامحرما ببینن هزار جور کار دیگه که گفتن اگه بکنیم خدا میبرمون جهنم . میسوزونه مارو. اگه توی

زندگی یه بار نماز اول وقتمون ترک بشه و یه اتفاقی برامون بیوفته حتما مال اون نمازس که دیر خوندیم.

 اگه کیفمون رو بزنن میگن گناه کرده بودی خدا این جوری گذاشت توی کاست. به هر حال هر بد بیاری رو

نسبت میدیم به خدا . اما آیا واقعا خدا اینجوریه؟

خدا خودش رو میاره پایین در حد ما که تلافی کنه؟

خدا؟ اون خدایی که من شناختم بزرگتر از این حرفاس. بهش اعتماد کنیم هر بد بیاری که تقصیر خودمونه

 رو به اون نسبت ندیم. خدا عقل داده به ما که مسئول کارهامون باشیم.

مراقب اعمال خودمون باشیم.

عکس العمل اعمال خودمونه که به ما برمیگرده. اگه خوبی کنی خوبی می بینی و برعکس.



خدا در روح ما نجوا میکند و با قلب ما سخن می گوید و بعضی اوقات آنقدر وقت نداریم که به حرفهایش

گوش کنیم و او مجبور میشود به سوی ما آجر پرتاب کند.

. Hello

آجر های خدا همیشه یه اندازی نیست و همیشه هم یه اثر نداره. با خدا باشید و دستاتون رو از دستش در

نیارید . محکم محکم تا بی نهایت.

تصحیح میکنم که  خدا با تموم مهربونیاش به هیچ وجه این کارو نمیکنه آجر فقط یه مثاله که

خدا مارو به کارامون متوجه کنه.  توی مهربونیه خدا نمیشه شک کرد. و اینو میگم که اگر ما انسانها اندازه

 رافت و مهربونی خدا رو میدونستیم هیچ وقت برای خواسته هامون دعا نمیکردیم. چون خدا خودش میگه

 که وقتی چیزی از قلبت رد شد و تو منو طلب کردی بدون قبلش دعات اجابت شده.

روز پدر مبارک .Flower

 من به پدرم افتخار میکنم.



این عکسارو توی تعطیلات آخر هفته که رفتم آبعلی گرفتم داغه داغ!

 

 

 

 

توی زندگی آموختم که همه ی آدمها دوست دارند در نظر کسی (خاص) باشند!!!



خداوندا٬اگر دل در سینه ام همچنان می تپید تمامی تنفرم را بر تکه یخی می‌نگاشتم و

 سپس طلوع خورشیدت را انتظار می کشیدم.


خدواوندا ٬اگر تکه‌ای زندگی می‌داشتم ٬ نمی‌گذاشتم حتی یک روز از آن سپری شود بی‌آنکه

 به مردمانی که دوستشان دارم ٬ نگویم که «عاشقتتان هستم» ،

آن گونه که به همه مردان و زنان می‌باوراندم که قلبم در اسارت (یا سیطره )محبت آنهاست .


اگر خداوند فقط و فقط تکه‌ای زندگی در دستان من میگذارد ٬ در سایه‌سار عشق می‌آرمیدم. به

انسانها نشان می دادم که در اشتباهند

 که گمان کنند وقتی پیر شدند دیگر نمی توانند دلدادگی کنند و عاشق باشند.


آه خدایا! آنها نمی دانند زمانی پیر خواهند شد که دیگر نتوانند عاشق شوند!



تا حالا فکر کردین اگر خدا به ما نگاه نمی کرد چی اتفاقی می اوفتاد؟

حتما برای مهی ما پیش اومده که از جایی پرت شدیم ،ماشین نزدیک بوده بهمون بزنه و خیلی اتفاقات دیگه

 اما به اصطلاح خودمون شانس آوردیم.اما واقعیت اینه که خدا داشت ما رو نگاه می کرد و هواسش به ما

بوده. صبح از لحظه ای که پا می شیم تا شب که دوباره بخوابیم خدا داره نگاهمون میکنه. حتی وقتی

خوابیم!!

میدونی اگه خدا نگاهمون نمی کرد چی میشد؟ ممکن بود خیلی وقت ها که حواسمون نیست تصادف کنیم.

صبح از خواب بیدار نشیم ،همیشه مریض باشیم،هیچ کس رو دوست نداشته باشیم،اجرام آسمونی روی

سرمون فرود بیان،چشمامون ۱روز در میون ببینه! یا ۱دفعه ۱چاله ی بزرگ زیر پامون پدید بیاد. ولی خیلی

 وقتها این اتفاق ها نمیوفته چون خدا داره مارو نگاه میکنه و دستش تو دست ماست. من که از خدای تپلم

 خیلی راضیم . تازه هر روزم براش ماچ میفرستم. شما چی؟

راستی تیممون قهرمان شد خوشحالم.



با اینکه حال مساعدی ندارم می نویسم.

            از کسانی که

گستاخی را پر دلی، نازک دلی را ترسو بودن، 

                 پرگویی را خردمندی و خاموشی را نادانی میشمرند.

                                                            پرهیز میکنم.                           جبران خلیل

سرم،تنم و بقیه اعما و احشاء بدنم درد میکنه و ۱هفتس که نرفتم سر کار.



مطالب قدیمی‌تر