تبليغاتX
ترافیک
همسایمون بودن آقا و خانوم امریکایی علاقه ی زیادی داشتن بیان ایران دلشون رو قرص کردم که ایران امن! تصمیمشون داشت قطعی میشد که بیان. چند وقتی گذشت جریان انتخابات پیش اومد. دوباره دیدمش این بار با طعنه پرسید بازم دعوتمون میکنی بیایم؟ گفت مردم خودتونو دارن مبکشن چه برسه به ما! موندم چی بگم!!!

تی/نوشت۱: منم موندم چی بگم!!!!

تی/نوشت۲: میگن وقتی دستات لرزید از مغزت استفاده کن!

 



سلام خدا جونی. خوبی؟

یادته بهت میگفتم خدای تپل؟ آخه برای من تپلی اما حرفم برای خیلیا خنده دار و مسخره بود. ولی منو که میشناسی یه چیزی رو که بخوام ، میخوام پس بازم بهت میگم اما فقط تو دلم.

شنیدم میگن هر جوری که بهت نگاه کنیم همون جوری هستی. تپل من، خیلی وقتا تو آغوشت بودم و گرمیه حمایتتو حس کردم. دستام و چقدر دادم به دستت درسته که از دستای من بزرگتره اما بازم از گرفتنش احساس خوبی میکردم. چندین بار توی لحظه های مختلف خنده هاتو دیدم.

نه تو گل و بلبل ها ،نه، توی موقعیت های مختلف. وقتایی که لج میکردم! ناشکری میکردم! یا یه کارای یواشکی میکردم! خنده های پدرانتو میدیم. یه جاهاییم گوشمو کشیدیا! یادته که؟ بازم ممنون که تو کشیدی!

اوضاع خراب شده ! میگن که تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو نکنه، نقل این روزاس!

خیلی وقتا ناراضییم . خودت که میبینی! فلانی تمثیل جالبی زد . گفت توی این دنیا همه ی ما یه فیلم داریم که خدا کارگردانشه ، در طی نمایش فیلم که ما تماشا چیش باشیم مدام هیجان زده میشیم، یک لحظه خوشحال، یک لحظه ناراحت که هیچ کدومش پایدار نیست. همه ی این واکنشا واسه ی اینه که نمیدونیم آخرش چی میشه!

تی/نوشت۱: ما تعیین کننده هستیم در سرنوشتمون ولی بعضی بازی های روزگار دست ما نیست!

تی/نوشت۲: به جای گله و انتقاد فرصتی برای گرامی داشت معایب هم بگذاریم که سبب منحصر به فرد شدن ماست!

تی/نوشت۳: تا سوت پایان کشیده نشده با مهارت بازی کنیم مساوی ، بهتر شکست است!