تبليغاتX
ترافیک
روزهای خوب یا بد دارن میگذرن از کنارم. این روزها دارم روی قاطعیتم کار میکنم. قاطع بودن حس خوبی  بهم میده. یه حسنش اینه که وقتی از موقعیت دور میشی دیگه چیزی تو دلت نیست که بگی کاش اینو میگفتم یا کاش اونجوری برخورد میکردم! حسن دومش اینکه کمتر امکان مغلوب شدن داری چون دنبال پیروزی نیستی ، قاطعیت جنگ نیست فقط بیان شرایط و واقعیت. البته شرط اساسیه این موضوع لحن آروم و قاطع داشتنه. باید از هر نوع پرخاشگری امتناع کرد. امتحانش میکنم البته گاهی.  بعضی وقتا بر حسب عادت ناخودآگاه این کارو میکنم که متاسفانه همیشه اتفاق نمیافته! بعضی وقتا همون بچهه میشم!

تی/نوشت۱: برام جالب بود! فکرشو نمیکردم. ولی هدفت چیزی جز مادیات بود میدونم! خودتم میدونی.

تی/نوشت۲: خودمو دوست دارم چون خدا دوسش داره!

تی/نوشت۳: در مورد آنیما و آنیموس چیزی شنیدین؟ اگه دوست داشته باشین یه پست  در موردش مینویسم. جالبه.

تی/نوشت۴: صدای مامان بزرگم میاد از هال داره وصیت نامشو میده بابام و اونم میخونه! خوب نیست.

تی/نوشت۵: نشستم به رهت که سحر سر زد        چو رفتی سحر از شب من پر زد



دیشب موفق شدم اولین فیلم جشنواره رو ببینم. دیر رسیدم . صندلیم اشغال شده بود مجبور شدم روی پله ها بشینیم. یه کم از فیلم شروع شده بود.

اولین چهره ی آشنا که دیدم علیرضا خمسه بود!

اسم فیلم بیست بود. به کارگردانی ، رضا کاهانی و تهیه کنندشم پوران درخشنده بود.

 چهره ی محبوب منم بازی میکرد (پرویز پرستویی) نگاهش جذبم میکنه. فیلم جالبی بود خوشم اومد ازش . گریم مهتاب کرامتی خوب بود مثل مرده ای که از گور بیرون اومده مفلوک لاغر شده بود. حبیب رضایی بازم قشنگ بازی کرد.

 برعکس خیلی از فیلما که دکور، بیننده رو جذب میکنه به جای بازی. این فیلم دکور و لوکیشن ساده ای داشت. چیزی که بوی تجمل بده توش نداشت. برای همین تونست ارتباط بهتری با بیننده برقرار کنه. این نظر منه. حالا امشبم میرم فیلم  وقتی همه خوابند!( کارگردانش:بهرام بیضایی)

تی نوشت۱: شدید درگیر کار شدم. کم خوابی و خستگی داره از پا درم میاره.

تی نوشت۲: خدا باهامه ! حسش میکنم. بعضی وقتا فکر میکنم مگه من چی بودم که داره اینقدر بهم لطف میکنه؟ میترسم گاهی! شاید یه امتحانه.

تی نوشت۳: امشب لاک پشت جدیدمو تحویل میگیرم. باید بیشتر مراقبش باشم.

تی نوشت۴: الان که اکثر مردم و رسانه ها درگیر انقلابن یاده دیالوگ آخر فیلم سرباز رایان میوفتم که تام هنگس به رایان میگه امیدوارم لیاقت این چیزی که بدست آوردی رو داشته باشی. حالا شاید خیلی از اون آدمهایی که به خاطر وطنشون شهید شدن این جمله رو یا به زبون یا به دل گفته باشن به همه ی ما آدمهایی که داریم الان زندگی میکنم.

 تی نوشت۵: فریدون جیرانی رو با بهرام بیضایی اشتباه کردم.



به محض اینکه به خودتان اعتماد کنید شیوه ی زندگی را آموخته اید!

تی/نوشت۱:میخواستم عکس بذارم پشیمون شدم. دارم میرم سفر! زود میام.

تی/نوشت۲:گاهی اونقدر زاغ مردمو چوب میزنیم یادمون میره که خودمون کجاییم!

تی/نوشت۳: یه فیلمو دارم میبینم به اسم righteous kill هنوز نتونستم تمومش کنم. سریال شده دیگه. قشنگه فیلمش. دنیرو با آلپاچینو بازی میکنه.

تی/نوشت۴:برف اومد امروز از اون برفای بی انگیزه. دست خدا درد نکنه.



تی/نوشت۱:سرم خیلی شلوغه حتی دیگه به خودمم نمیرسم. ببخشید.حتی دستگاهمو ۲روزه روشن نکردم.

تی/نوشت۲:یه لاک پشت خوشگل هدیه گرفته بودم از فسقلی. مرد بیچاره دلم براش سوخت!



پادشاه شد. میخواست شهرونداشو خودش انتخاب کنه. یک تخت گذاشت. مردم یکی یکی احضار میشدن. میخوابیدن روی تخت، اگر اندازه ی اون تخت بودن شهروند میشدن وگر نه اگه قدشون کوتاه تر بود

می کشیدنشون و اگر کسی بلند تر بود از سر و تهش میزدن تا اندازه بشه.

مصداق این داستان خیلی به ما نزدیکه .

تی/نوشت۱: دلم خیلی میخواد بنویسم اما تعدد افکار و عقاید نمیذاره. یه بار تجربه داشتم. البته شاید بگین اینجا آزادیه. درسته اما من دلم میخواد به عقاید دیگران احترام بذارم. هر برداشتی  از این داستان کردین  برام بنویسین.

تی/نوشت۲: ترافیک کم کم داره با بالغش زندگی میکنه. سعی کردم کودکم رو کم رنگتر کنم. اینو مدیون همسرم هستم.

تی/نوشت۳: کدوم از شماها برای شهروند شدن این بلا سرتون اومده؟



صحنه ی جنگ! سپاه داره سلاخی میشه! زیر آتیش! 

 فرمانده به سرباز میگه: نترس خدا با ماست!

سرباز میگه: اگه خدا با ماست پس کی با اوناس؟

فرمانده میره توی فکر!

سرباز میگه :اگه خدا با ماست پس کیه که داره با اونا میجنگه؟

فرمانده توکل و یقین رو یاد میگیره!

تی/نوشت۱ :تنها راه خوابیدن اینه که تصمیم بگیری نخوابی!!!!

تی/نوشت۲ :بعضی جمله ها منو خیلی تکون میده! مثل دیالوگ این فرمانده و سرباز!

تی/نوشت۳ :۹ تا وبلاگو با هم باز کردم که ۴تاشون آهنگ داشتن. میکس حیرت انگیزناکی بود.

تی/نوشت۴ : اگه اون ریسمان الهیه نبود چی میشد؟

تی/نوشت۵ :  یکی از قشنگترین فیلم هایی که دیدم نجات سرباز رایان بود!

تی/نوشت۶ :شب تولد ترافیکه! ۱ساله شدعزیزم!